تبليغاتX
تاریخ و فرهنگ ایران زمین - قانون گذاري و عدالت در ايران باستان

تاریخ و فرهنگ ایران زمین

قانون گذاري و عدالت در ايران باستان

قانونگذاري :

 

اما از همان ابتدا پادشاهان بزرگ پي به اين مهم برده بودند كه اجراي عدالت بدون داشتن يك سلسله قوانين و مقررات اجتماعي ميسر نيست و در واقع عدالت چيزي جز اجراي قوانين و تنبيه كساني كه سرپيچي از قوانين مي كنند نمي باشد همچنين پي برده بودند كه تا قانوني جنبه الوهي و ملكوتي نداشه باشد مردم به رضا و رغبت از آن تبعيت نخواهند كرد و هر جا بتوانند و راه گريزي داشته باشند از اطاعت آن شانه خالي مي كنند لذا همه قانونگزاران اوليه تاريخ در ممالك قديمه قوانين موضوعه خود را به خدايان نسبت داده و  در واقع به صورت وحي و الهام جلوه

مي دادند  حمورا يي قانوننامه خود را فرستاده شمس خداي خورشيد معرفي مي كرد ، حضرت موسي قوانين خود را به يهود خداي يهود نسبت مي داد ، و به قول ديودورس سيكولوس متقيان ايران معتقد بودند كه در يكي از روزها زرد تشت بر كوه بلندي نماز مي گزارد  اهورا مزدا در ميان رعد و برق بر وي ظاهر شد و كتاب قانون را به وي اعتا كرد در نزد ايرانيان آيين مملكت عنوان مشيت الهي را داشت و سر پيچي از فرمان و خواست الهي شمرده مي شد .

تصميميات سلاطين ايران از قديم در دفاتر خلود سلطنتي ثبت مي شد و اين قوانين و تصميمات مادام كه توسط پادشاه ديگري ملغي و يا اصلاح نمي گرديد براي سلاطين بعدي لازم الاجرا  بود داريوش در كتيبه بيستون اشاره به قانون كشور خود كرده و مي گويد (( من به موجب قوانين رفتار كردم و برزورمند و مسكين يكسان هيچگونه شدني به كار نبردم )) از تحقيقاتي كه اخيراً توسط مستشرقين به عمل آمده چنين بر مي آيد كه كلمة قانون يادات براي اولين بار در زمان داريوش كبير به كار رفته و از اين تاريخ است كه دات جايگزين اصطاح بابلي قضاوت كه پيش از اين تاريخ معمول بوده گرديده است . وضع قانون در تمام دوره باستاني با شاه بود و گر چه هر پادشاهي تمام قوانين و احكامي را كه توسط سلاطين سلف مقرر شده بود محترم مي شمرد و در رعايت آنها مي كوشيد ولي گاه به گاه به حكم اختيار نهائي و حق و توئي كه داشت بعضي دستورات سلف را لغو كرده و قوانين و دستوراتي كه به نظر او با وضع زمان مناسبتر و عادلانه تر مي نمود جايگزين آنها مي كرد .

 

عدل و داد :

 

پادشاهان ايران از همان ابتداي تاريخ يكي از وظايف عمده خود را اجراي عدالت در بين اتباع خود مي شمردند و در تمام دوران طويل تاريخ ايران ما با مسئله مكرري بر مي خوريم كه مردم به پادشاهان كه قاضي نمايي در كشور مستند مراجعه و داد خواسته اند و پادشاهان بزرگ ايران نيز همواره سعي نموده اند كه قسمتي از وقت خود را صرف اين كار سازند افسانه طرز به سلطنت رسيدن ديو  خس سر سلسله ماد به طور يكه هرودوت آورده نه تنها از نظر اينكه اهميت قضاوت و دادخواهي را در كار پادشاهان ايران نشان مي دهد مهم است بلكه همچنين نشان مي دهد كه ايرانيان قديم سلطنت را در واقع يك قرارداد اجتماعي تلقي مي كردند بدين معني كه مردم به ميل و رضاي  خود شخص را به عنوان قاضي و حكم و حامي از بين خود انتخاب كرده و او را با رضاي خاطر اجرا مي كردند تا بتوانند با آسودگي و رفاه زندگي نمايند . پادشاهان هخامنشي براي آنكه معتقد شوند كه عدالت در اقصي نقاط شاهنشاهي آنان اجرا مي شود دستور دادند تا قوانين و شرايع ديني تمام ملل و اقوام تابعه آنها را كاهنان و روحانيون هر ملت و قومي تدوين نمايند،تا كار قضات در امر رسيدگي به شكايات مردم سهل و آسان شود آنان مي دانستند كه مفهوم عدالت بدون در دست داشتن قوانين مضبوط كه خير الهي و ملكوتي داشته باشد ميسر نيست و اجراي اين قوانين نيز در صورتي با موفقيت رو برو خواهد بود كه مردم اين قوانين را به مناسبت جنبه الوهي و ملكوتي كه به اين قوانين داده شده بود پذيرفته باشند . داريوش يكي از مدبرترين و فرزانه ترين فرمانروايان تاريخ بود ، وي سازمان اداري و شاهنشاهي ايران را به صورتي در آورد كه تا سقوط امپراطوري روم همواره به عنوان نمونه عالي از آن پيروي مي كردند . آسيا غربي در زير سايه نظم و آرامشي كه وي در شاهنشاهي پهناور خود برقرار كرده بود چنان نعمت و آرامش خاطري رسيد كه تا آن زمان كسي جنان آسايشي را به خاطر نداشت در ايران باستان براي رسيدن به تاج و تخت علاوه بر دل و جرأت تخمه و نژاد نيز فوق العاده مؤثر بود هر كسي لايق تاج و تخت نبود پادشاهان ايران مي بايست به نحوي از انحاء از تخمه سلاطين قديم باشند يا نسبت خود را به پادشاهان ما قبل خود برسانند و اگر اين امر ميسر نمي شد اغلب شخصي كه توانسته بود با قوة قهريه كشور را موقتاً مطيع خود سازد براي قانوني ساختن حكومت خود و اولاد خود سعي مي كرد به وسيله وصلت هاي مناسباولاد خود را با سلاطين قديم هم خون كند تا ديگر كسي دربارة پسران و اولاد او كه بعد از او به تخت سلطنت مي نشستند داعيه اي نداشته باشد .

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 19 فروردین1387ساعت 6:11 بعد از ظهر  توسط عبدالله طلایی  |