تبليغاتX
تاریخ و فرهنگ ایران زمین - پزشكي در ايران باستان

تاریخ و فرهنگ ایران زمین

پزشكي در ايران باستان

تاريخچه علم پزشكي در ايران وچگونگي قانونگذاري و عدالت گستري هخامنشيان

بر طبق گفته اروپائيان كمتر ملتي است كه چون ايرانيان كه اين همه براي پاكي روح و جسم خود اهميت قائل باشند شايد غسل كردن براي اولين بار در اين كشور معمـول شده باشد و بعـداً توسط اديان ديگـر پذيرفتـه شده باشد و

 همچنين پاكي آب و هوا و ساير عناصر چهار گانه حتي پادشاهان  هخامنشي چون به سفر مي رفتند از آب رودخانه ((خواسب )) كه شعبه اي ار رود كارون بود همواره همراه خود داشتند و آن را مي جوشانيدند ، جوشاندن آب قبل از اين زمان ناشناخته بود بهر حال ايران در عهدهخامنشيان همانطور كه هنگام جنگ با يو نانيان اروپائي خود را مدافع كشورهاي آسيائي مي شمرد در واقع خود را وارث همه دانش و علوم كشورهاي مزبور نيز مي دانست و به عنوان چنين وارثي بود كه علم پزشكي را به يو نانيان آموخت دكتر سيريل الگوود كه مدت 10 سال طبيب سفارت انگليس در تهران بود و رابطه نزديكي با اطباء ايراني داشت و علاقمند به طب سنتي ايران بوددر كتاب تاريخ پزشكي ايران خود مي نويسد با توجه به اطلاعات پراكنده اي كه در اين زمينه براي ما به جاي مانده مي توان چنين نتيجه گرفت كه وضع پزشكي در ايران باستان خيلي پيشرفته تر از آشور بوده است . لذا دور از منطق نخواهد بود اگر بگوييم كه ايرانيان بودند كه  مباني طبي را كه در دنيا به نام طب يوناني معروف است به يوناني ها آموخته اند . در جزو كتب ديني زرتشتي كتابي به نام بوندهشن وجود دارد كه يكي از فصول آن  عنوانش اين است كه بدن انسان تصويري از جهان است و در آن هر يك از قسمت هاي بدن به بخشي از زمين تشبيه شده است ( پشت همانند آسمان ، نسوج بدن زمين ، استخوان چون كوهها ، و رگ ها مانندرودخانه هاي خون در بدن به مشابه آب دريا، جگر مانند گياه و نقاطي كه مو در آن مو روئيده است مانند جنگل ها و بالاخره مغز استخوان همانند فلزات مذاب در دل خاك خوانده شده است . سؤالي كه ممكن است پيش آيد اين است كه اگر طب ايران در دوره آرياي ها و هخامنشيان تا اين حد پيشرفته بود چگونه است كه بيشتر پادشاهان هخامنشي پزشكان و چشم پزشكان خود را از بين مصريان و يونانيان انتخاب كردند دكتر سيريل الگوود پاسخ مناسبي براي اين سؤال دارد و مي نويسد كه اگرچه درآثار يوناني ار اطباي مصري و يوناني در دربار داريوش و ساير پادشاهان اخير هخامنشي سخن به ميان آمده اين امر را نمي توان حمل بر ضعف طب ايراني در برابر طب يوناني شمرد زيرا چون كمبو در اثر توطئه اي كه براي غصب تاج و تخت از طرف يكي از مغان مأمور به قتل رسيد داريوش پس از كشف اين تو طئه عدة زيادي از مغان را به قتل رسانيد و هيچ بعيد نيست كه اين قتل عام و مخ كشي به علت كو شش ديگري بوده است كه طبقه روحانيون براي به دست آوردن مجدد قدرت به عمل آوردند بدين ترتيب مي توان نتيجه گرفت كه داريوش با بي علاقگي نسبت به مغان پادشاهي خود را آغاز كرده است كه چون به آنان اعتماد نداشت نمي خواست در هنگام بيماري خود را در اختيار آنان قرار دهد و از اين رو به اطباي مصري روي آورد و بعد هم شايد به همين دليل پادشاهان ديگر هخامنشي از يونانيان در اين باره استفاده كردند .

 

 

 

 

چند نكته جالب در مورد چگونگي انجام عمليات پزشكي و جراحي در ايران باستان :

 

در ايران باستان براي انجام عمل جراحي از مخلوط كردن شراب و بنگ استفاده مي كردند ، شراب را بهترين داروي خواب آور مي شمردند ، در موقع انجام عمل براي بي هوشي از شراب استفاده مي كردند . براي بخيه زدن در مورد

جراحي هاي شكم دو طرف محل شكاف داده شده را با نخ نازكي از طلا به هم مي دوختند.

وسيله ديگر استفاده از مورچه بود براي اين كار تعداد زيادي مورچه سواري جمع آوري مي كردنند و درحالي كه

جراح دو طرف شكاف را به هم مي آورد همكارانش مورچه ها را يكي يكي رو زخم گذاشته و وادارشان مي كردند

كه آن را گاز بگيرند به طوري كه يكي از نيش ها يشان به يك طرف و نيش ديگر به طرف ديگر فرد فرو برود

آنگاه بدن مورچه را از سرش جدا مي كردنند ، آقاي دكتر سيريل الگوود در كتاب ميراث ايران مي نويسد  ( شايد

مفهومي كه ايرانيان از بيمارستان داشتند بزگترين و بادوام ترين يادگاري باشد كه به اروپائيان هديه كرده اند بيمارستانهاي جديد نتيجه مستقيم توسعه و بسط مؤسسات ايراني است نخستين بيمارستاني كه از آن اطلاعي در دست است بيمارستان گنديشاپور است اما دردوره پيش از اسلام بنا به گفته فردوسي در شاهنامه علم پزشكي و استفاده از دارو براي درمان بيماريها  اولين بار توسط جمشيد چهارمين پادشاه پيشدادي آغاز شده است و اولين پزشك ايراني ترتيه است كه همانند ايمهوتپ در مصر و اسكليپوس در يونان است پزشكي در ابتدا جزو وظايف روحانيون زرتشتي و مزديستي بود و تا زمان ساسانيان اين دانش يكي از رشته هاي ديني محسوب مي شد و جزو وظايف موبدان بود .

+ نوشته شده در  دوشنبه 19 فروردین1387ساعت 6:7 بعد از ظهر  توسط عبدالله طلایی  |